تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد



ما كه دل داده و بيمار توييم

عاشق و سخت وفادار توييم

 

تو جفا گر بكني حرفي نيست

هر چه گويي باز هم عرضي نيست

 

تو ستم كن ما نگاهت ميكنيم

تو بخند و دل فدايت ميكنيم

 

بجز اين رسم مرا رسمي نيست

كه جز اهنگ توام بزمي نيست

 

باز هم قافيه ها كشت سخن

همه احساس مرا برد ز تن

 

باز گوياي تو اين شعر نشد

پاسخ يكم از ان مهر نشد

 

حال هم عذر عرايض دارم

بخشش از شرح نقايض دارم

 

تو كجا و بي وفايي و جفا

كه تو شاهي و پر از مهر و وفا

 

+ به یادگار مانده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 7:54 قطره اشکی از عصیان |


 

عيد نوروز آيد و هفت سين هاي ماندگار

با عمو نوروز و و خنده بوي گل در سبزه زار

هر دهي ،شهري كنار سفره اي گسترده باز

جمع مردم جمع و سرگرم شروع يك بهار

 

آن وسط قرآن كنار آينه بر روي رحل

منتظر تا هر عزيزي خواند آن را با وقار

سنجد و سير و سماق و ساعت و سيب درشت

سنبل و سكه درون سفره ي هر خانوار

 

گرچه باران كم رها شد از كمند ابرها

قدر نان نم كردني يا بيشتر شكرش گذار

ماهي تنگ بلوري مي رود از چب به راست

سبزه هم قد مي كشد هر آينه اميدوار

 

در كنار سفره شيريني و آجيل همچو قبل

خود نمايي مي كند با ميوه هاي آبدار

ماهي و سبزي پلو بر سفره در اين گيرو دار

خورده مي گردد به خنده ،حرفهاي مزه دار

 

استخاره ، فال حافظ با دعاي سال نو

عادت ايرانيان وقت حلول از هر تبار

سال نو آيد هزار و سيصد و هشتاد و هشت

مي شود  تحويل ما اين جمعه اما  انتظار

 

انتظاري سبز تر از برگهاي هر درخت

در دل پر حسرت هر تشنه ي ديدار يار

قائد ا هر سال ما نو مي شود در حسرتش  

بي گل نرجس جهان هرگز ندارد اعتبار

 

+ به یادگار مانده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 16:49 قطره اشکی از بی نام |


 

  می خواهم از خاطره هایم با تو بنویسم

  از ژرفای تو

  من در آستانه ی این ژرفا

  هم شوق آرامش تو را دارم

  هم بیم قعرت را

  گفتی سقوط و اوج هر دو پروازند

  آینده را می بینی؟

  من چگونه پرواز خواهم کرد؟

  آینه را ببین و بگو

  آینه را ببین

  رو در رو

  چشمهایت را خوب نگاه کن

  مرا می بینی؟

 

+ به یادگار مانده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 21:13 قطره اشکی از خراباتی |