عيد نوروز آيد و هفت سين هاي ماندگار
با عمو نوروز و و خنده بوي گل در سبزه زار
هر دهي ،شهري كنار سفره اي گسترده باز
جمع مردم جمع و سرگرم شروع يك بهار
آن وسط قرآن كنار آينه بر روي رحل
منتظر تا هر عزيزي خواند آن را با وقار
سنجد و سير و سماق و ساعت و سيب درشت
سنبل و سكه درون سفره ي هر خانوار
گرچه باران كم رها شد از كمند ابرها
قدر نان نم كردني يا بيشتر شكرش گذار
ماهي تنگ بلوري مي رود از چب به راست
سبزه هم قد مي كشد هر آينه اميدوار
در كنار سفره شيريني و آجيل همچو قبل
خود نمايي مي كند با ميوه هاي آبدار
ماهي و سبزي پلو بر سفره در اين گيرو دار
خورده مي گردد به خنده ،حرفهاي مزه دار
استخاره ، فال حافظ با دعاي سال نو
عادت ايرانيان وقت حلول از هر تبار
سال نو آيد هزار و سيصد و هشتاد و هشت
مي شود تحويل ما اين جمعه اما انتظار
انتظاري سبز تر از برگهاي هر درخت
در دل پر حسرت هر تشنه ي ديدار يار
قائد ا هر سال ما نو مي شود در حسرتش
بي گل نرجس جهان هرگز ندارد اعتبار