تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد

 

( عاشقم تا بی نهایتت... )

 

بازهم ازتوشعرمی نویسم ای ستاره سحرم

ازشبی که رسیدی به خواب های خیس و تَرَم

 

امشب خالیم از اضطراب روزنیامدنت

امشب باز خیره به آسمانم و دوباره منتظرم

 

تو یکشب دراوج سیاهی برپیکرم تابیدی

دستهای توشق القمرمی کند ومن بی هنرم

 

وقتی آهسته ازکوچه های شعرمن می گذری

با گامهای تو پیش می روم وبا توهمسفرم

 

تو فرصت دمیدن روح عیسوی به بدنی

با تو ازتمام عشاق سینه چاک خورده سَرَم!

 

بعد تو لال شوم اگر که از دیگران بنویسم

توشاه بیت شاعرانه های منی تاج سَرَم!


+ به یادگار مانده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:18 قطره اشکی از رنگین کمون |