تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد

 

« کلام اول »

 

« سین » را از « سوسن » ،  « لام »  را از

 

« لاله » ، « الف » ، را از « اقاقی » و « میم »

 

 را از « مریم » برگرفتم تا دسته گلی زیبابا نام

 

« سلام »  تقدیم به یکایک گلها کنم.

 

 

امروز دلم بد جوری داغون بود. برای خودش یک غمکده بود.

 

بعد از اینکه وبلاگ نسیم تنهایی را بستم دیگر نمی خواستم بنویسم.

 

تا اینکه مدیریت محترم وبلاگ اشک ماه از من

 

خواست که به عضویت در اینجا در بیام.

 

از همین جا هم میگم کلامشان آرام بخش است.

 

چون غریبان آشنا رابه گرد هم آورد.

 

امروز دیدم دهمین قطره اشک هنوز از چشمان ماه نچکیده

 

با خودم گفتم: با ده قطره اشک هم زمان شاید دلم آروم بگیره. 

 

آره نه تا شعر که همگی در مدح مولایم علی « ع » است را در

 

کلبه فقر خود در هجرت غریبانه به یادگار گذاشتم.

 

و این چند بیت را در اینجا می نویسم که شود

 

ده قطره اشک برای اشک دهم. 

 

 

به مجنون گفت ناصح که ای بد اختر

 

گناهی از محبت نیست بد تر

 

تو را ایزد به توبه امر فرمود

 

برو از عشق لیلی توبه کن زود

 

چو بشنید این سخن مجنون فقان کرد

 

به زاری دست سوی آسمان کرد

 

خدایا ، خدایا توبه کردم توبه لو ، لی

 

ز هر چیزی به غیر از عشق لیلی

 

« به آرزوی دیدارتان » 

 

+ به یادگار مانده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 20:0 قطره اشکی از خراباتی |