تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد

 

ما نيز عاشقيم اگر يادمان كنند

 

افسانه ها كفاف غم وقرص نان كنند

 

برما نوشته اند كه شعري بياوريم

 

تا خويش را در آينه ي ما نهان كنند

 

يك عمرازاهالي اين خاك بوده ايم

 

زآن پيشتر كه در قفس آسمان كنند

 

تقدير ما تعارف يك شعر هم نشد

 

مارا كجا كه در دل خود ميهمان كنند

 

اين واژه هاكه مرحم زخمي نمي شوند

 

بگذار لحظه هاي تورا شادمان كنند

 

حالا بخند، وقت اذان است گوش كن!

 

شايد فرشتگان و خدا يـادمان كنـند

 

+ به یادگار مانده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 23:58 قطره اشکی از مگنولیا |