تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد


      

 

اي مهربانم

 

هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من

 

گلكم روزها در پي ديدنت بودم

 

و حال در پشت پنجره اتاق تنها تو را مي خوانم

 

و خاطراتت را.


 

خواهم ماند تنها در انتظار دوباره ديدنت

 

مي دانم گريان نمي مانم

 

خندانم روزي براي ديدنت

 

روزي خواهي امد

 

تا طلوع چشمان تو پاياني باشد بر انتظارم......

 

 

+ به یادگار مانده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 5:51 قطره اشکی از بانوی ماه |