تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد


يا علي(ع) به من آموختي خدمت به خلق کنم که خدايم راضي کنم


به من فرمودي اشک ستم ديدگان بزدايم يار بيکسان باشم


سفارش کردي سعي در شاد کردن دلهاي بي پناه کنم


آه خدايم شاهد است چه ها کشيدم اطاعت امر کنم


انگار که مشق معلم به خون جگر املاء شود


اول پله مرا راندند که توهم بسان ديگران


دوم پله آرام آرام مرا ز خود دانستند


سوم پله زبان به درد دل گشودند


چهارم پله بر من دل بستند


پنجم پله برآرامش دست يافتند


ششم پله التيام يافته مرازخود راندند


هفتم پله کاري با دلم کردند آنچه گفتي زياد بردم


و در کارنامه مردودم خواندند که تو به بيراهه رفتي


که تو درس با معامله هاي روزانه به اشتباه گرفته ايي


مگر نمي داني که مکلفي به ساختن که آن موجب ويرانيست


خوب تکليف برم آموختند که بهر رضاي حق مي کني يا دل خويش..........

 

+ به یادگار مانده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 22:15 قطره اشکی از بی نام |