تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد

 عشق را به جز تجلی خود آرمانی نباشد.

 

 لکن شما را اگر عشق در دل است و تمنا در سر ، هم بدین گونه می باید

 

 آرزو را در قلمرو جان:

 

 از او گداختن ، آب شدن ، صافی شدن،و سر به راه نهادن بسان جویباری

 

 که نغمه ی خود را در خلوت شب ساز می کند.

 

 

+ به یادگار مانده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 5:4 قطره اشکی از رهگذر |