تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد

 

 

 

 

وقتي رفتي

 همه چي رفت

همه ي دلبستگي

رفت

شب و روز

 من يکي شد

حتي حس

 زندگي رفت

ديگه بي تو

 مرده بودم

حرف مردم

شده بودم

توي آغوش نبودت

تو خودم گم شده بودم

وقتي رفتي تازه فهميدم کي بودي

براي من تپش زندگي بودي

وقتي رفتي ديگه اون پنجره خوابيد

وقتي رفتي

آره! رفتي

وقتي رفتي

از تو مونده يادگاري

واسه ي من بي قراري

خنده رو لبامه اما

از دلم خبر نداري

نه تو بودي نه ترانه

نه يه حرف عاشقانه

من مگه از تو چي خواستم

فقط و فقط بهانه ...

تو راگم کرده ام امروز

و حالا لحظه های من

گرفتار سکوتی سردو سنگینند..

وچشمانم

که تا دیروز به عشقت می درخشیدند

نمیدانی چه غمگینند..

چراغ روشن شب بود

برایم چشم های تو

نمی دانم چه خواهد شد!

پراز دلشوره ام،بی تاب و دلگیرم

کجا ماندی که من بی تو

هزاران بار،

در هر لحظه میمیرم...

 

+ به یادگار مانده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 23:33 قطره اشکی از بانوی ماه |