تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد

 

دلم می سوزه

 

واسه نامه هایی که هیچ وقت پست نشدند و

رو طاقچه اتاق ، مثل همیشه توی تب انتظار سوختند.......



دلم می سوزه

 

 واسه لحظه هایی که با هم بودیم... ولی از هم نگفتیم و نگفتیم....



دلم می سوزه

 

 واسه گل هایی که می شد به هم ببخشیم

و بعد از مرگ نثار هم نکنیم.....



دلم می سوزه

 

واسه دل هایی که برای دوست داشتن به ما بخشیده شدند

 ولی ما اونها رو پر از کینه و نفرت می کنیم....



دلم می سوزه

 

واسه زندگی که یه راه برگشتی داره ولی

 ما نمی تونیم نا مهربونی ها

و بی وفایی هامون رو جبران کنیم....

راستی چه کسی می دونه

فردا فرصتی برای جبران نامهربونی ها و غفلت های

 امروز پیدا می کنه...؟



کی می دونه؟


+ به یادگار مانده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 1:28 قطره اشکی از بانوی ماه |