تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد

آن قدر می خندم ...Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

زندگی را نفسی

ارزش غم خوردن نيست

و دلم بس تنگ است

بی خيالی

سپر هر درد است

باز هم می خندم

آن قدر می خندم

که غم از روی رود .

 

 

        کسي درد خنديدنم را نفهميد Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

و از ريشه پوسيدنم را نفهميد

همان اول راه  او از من جدا شد

که به بيراهه پيچيدنم را نفهميد

زمين و زمان پشت سر ميزد اما 

کسي بر زمين خوردنم را نفهميد

چنان نرم و آهسته در خود شکستم

که حتي ترک خوردنم را هم نفهميد

 

+ به یادگار مانده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 1:35 قطره اشکی از بانوی ماه |