تبليغاتX
اشک ماه

اشک ماه

جرعه ای از ماه نوشیدیم و اشک آغاز شد

 

سرود گل


با همین دیدگان اشک آلود

از همین روزن گشوده بدود

به پرستو، به گل ، به سبزه درود ، به شکوفه ،

به صبحدم ، به نسیم

به بهاری که میرسد از راه ،

چند روز دگر به ساز و سرود

ما که دل هامان زمستان است

ما که خورشیدمان نمی خندد

ما که باغ و بهارمان پژمرد

ما که پای امیدمان فرسود

ما که در پیش چشم مان رقصید

این همه دود زیر چرخ کبود

سر راه شکوفه های بهار ،

 گریه سر می دهیم با دل شاد

گریه شوق با تمام وجود

" فریدون مشیری "

+ به یادگار مانده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 3:9 قطره اشکی از بانوی ماه |